حدود یکسال پیش، وقتی که احمدینژاد بر منبر شماره 2 حکومت اسلامی در طی آن انتخابات فرمایشی شورای نگهبان حکومت نشانده شد، پیش خود گفتم که این بشر درعرض یکسال کشور را به نام دین به جنگ می کشاند. البته منظور جنگ با یک قدرت بیگانهٔ “کافر” بود و به معنی کلاسیک خودش. حال این عزیز دردانهٔ رهبر امت حزبالله موفق به انجام این امر نشده، هنوز نشده، ولی بر طبق فرمول “بحران برای بقا” باید مقابله با افکار عمومی را جدیتر گرفت. بهمین خاطر در کنار پیشبرد فرهنگ زورسالاری و طرحهای کم و بیش تست شده اطلاعات باصطلاح موازی وزارت اطلاعات، آقای هاشمیٍثمره مشاور رئیسجمهور به معاونت سیاسی وزیز کشور (آقائی که گاز میگیرد) نائل شدند. گوئی آخوندجماعت کمر را سفتتر کرده که با ایدهها و ابتکارات جدیدتری به قلع و قمع روح آزادیخواهی جامعه ایران ادامه دهد. اما در کنار جریانات بزن و بگیر و ببندهای این یکسال اخیر یک مورد بخوبی برای ما لائیکزدهها روشنتر شد و آنهم حاشا شدن مواضع جناح اصلاحطلب کذائی رژیم بود. بقول آقای عباس عبدی “اینها سیاستورزی نمیکنند بلکه خفتورزی میکنند”. جرأت حرف زدن در مورد برنامههای هستهای رژیم حاکم بر آن دیار را که ندارند هیچ، در مورد به بند کشیده شدن یاران قدیمی و ناراضیان جدید خودشان، مانند آقای موسوی خوئینی، هم به راستی که سیاست انفعال را در پیش گرفتهاند! یکسال دیگر با تشدید ظلم و سرکوب گذشت، به همین منوال سالهای دیگری هم بدون شک از همین نوع در پیش داریم، از این نوع اعلامیهها هم در آینده خواهیم داشت؛
احمدی نژاد این گرگ پیر در جامعه ملل متحد چه حرفی برای گفتن دارد؟
آسمان غمزده ایران در تیرگی محض استبداد روزهایش را سیاهتر از شب تار میبیند و گرگ پیر و دهان آلوده سعی مینماید در پوستین بره ای معصوم جلوه کند. احمدی نژاد این گرگ پیر در جامعه ملل متحد چه حرفی برای گفتن خواهد داشت ؟ آیا او میخواهد از پرپر شدن جوانانی سخن بگوید که در سیاهچالهای رژیمی که از آن برآمده به تیغ استبداد گردن زده شدند؟ آیا او میخواهد از ترورهای کور ، گورهای دسته جمعی حاصل از قلع و قمع رژیمش حرفی به جهانیان برساند؟ آیا او میخواهد از آن حکومت آخوندی که جز وحشت و مرگ، ارمغانی برای ایران و ایرانی نداشته، داد سخن سر دهد. راستی او چه حرفی برای گفتن و چه کلامی برای سفطن دارد؟ احمدی نژاد که دستش تا مفرق در خون و جنایت است و در تمام جنایات رژیم به اصطلاح اسلامی شریک است، اینک در پوستین بره ای معصوم، تزویر و ریا را به جهان مینمایاند بلکه اربابش در قلعه مخوف خویش بازهم به طرح کشتن مردم غیور ایران سرگرم شود و باده ی نخوت و مستی سر دهد.
رژیمی که در طی 26 سال سلطه ، موجب سرخوردگی جوانان؛ به زنجیر کشیدن مردم ایران، آوارگی آزاد اندیشان در جهان و به زندان شدن هزاران آزادیخواه شده است، اینک در بلندای جایگاه ملل چه میخواهد؟ و چه اعتباری برای ابراز وجود آن هم به نام ملت ایران ارائه میدهد؟ مگر از سفره خالی و ناموس به یغما رفته ی ایرانی چیزی باقی است و رژیم اسلامی چیزی در آن باقی گذارده که برای بردن آن اینک نماینده به سازمان ملل میفرستد و طلب مشروعیت از جهان مینماید، ای مردم جهان و ای کسانی که به نیابت از مردم دنیا در آن کانون بین المللی گرد می آیید تا از صلح و دوستی و مهر و از زندگی بی مشقت و آزاد اجتماع بشری ، سرودی بسرایید ؛ بدانید که این نماینده رژیم اسلامی جلادی است که تحمل شنیدن سخنانش لکه ننگی بر دامانتان خواهد گذاشت.
سخنی از مهرداد ح پ- زندانی سیاسی- زندان اوین تهران
ما جمعی از زندانیان سیاسی زندان اوین با یادآوری جنایات این رژیم و کشتاری که از نسل بشر بدست او صورت گرفته ، از شما انتظار داریم که از ورود چنین چرثومه فسادی به آن سازمان جلوگیری نموده و به هر نحو ممکن به مردم خویش ، به ما و تمام جهانیان نشان دهید که در قرن صلح و دوستی جای اینگونه جانیان در آن مناصب نیست، ما بدین وسیله به خونخواهی از تمامی آزاد زنان و مردانی که در طی 26 سال استبداد در برابر رژیم خونخوار جان خویش را فدای آزادی نسل بشر کردند ، از شما میخواهیم که با نکوهش رفتار ضدبشری این رژیم به ندای حق خواهی ملت در زنجیر شده ایران جواب مثبت دهید و ما ضمن تشکر از تمام کسانی که با تجمع در مقابل سازمان ملل و افشای جنایات رژیم آخوندی ، کوس رسوایی او را بر بام بلند جهان به صدا درآورده اند؛ همگی را به پایداری و مقاومت در برابر این رژیم سفاک دعوت مینماییم.
امید پیروزی ملت قهرمان ایران در روشنایی صبح آزادی پر پرتو باد.

